ادم ها

 

 سعادت بودن با ادم ها ...

کافکا

راستی را

 

راستی را که به دورانی سخت ظلمانی عمر می گذرانیم

کلمات بی گناه

نابخردانه می نماید

پیشانی صاف

نشان بیعاریست

ان که می خندد هنوز خبر هولناک را نشنیده است

چه دورانی!

که سخن از درختان گفتن

کم و بیش

جنایتی ست...

چرا که از این گونه سخن پرداختن

در برابر وحشت های بی شمار

خموشی گزیدن است!

نیک اگاهم

که نفرت داشتن از فرومایگی حتی

رخساره ی ما را زشت می کند

نیک اگاهیم که خشم گرفتن

بر بیدادگری حتی صدای ما را خشن می کند

دریغا!

ما که زمین را اماده ی مهربانی می خواستیم کرد

خود مهربان شدن نتوانستیم!

چون عصر فرزانگی فراز اید

و ادمی

ادمی را یاور شود

از ما

ای شمایان

با گذشت یاد ارید!

برتولت برشت