" من به ادی گفتم شگون نداره ادم کنار جاده زندگی کنه . عین همه زن ها به من میگه " خوب پس خونت رو ببر یک جای دیگه " ولی من بهش گفتم این کار شگون نداره چون خداوند جاده رو برای حرکت درست کرده : برای همینه که جاده رو تخت خوابونده رو زمین . خدا اگه بخواد یک چیزی دایم حرکت کنه درازش می کنه رو زمین . مثل خود جاده یا اسب یا گاری . اگه بخواد یک چیزی سر جاش وایسه سرپا درستش می کنه مثل درخت یا ادم . پس خداوند قصدش این نبوده که ادمیزاد کنار جاده زندگی کنه چون که میگم اخه کدومش اول پیدا میشه جاده یا خونه ؟هیچ دیده ای خدا بیاد جلو یک خونه جاده بکشه ؟ نخیر ... معلومه ندیده ای چون فقط ادمه که راحت نمی شینه تا وقتی که یک خونه ای برای خودش بسازه . اونم یک جایی که هر کی با گاریش رد شد تف بندازه در خونه ادم .. که ادم بی قرار می شه می خواد از جاش بلند شه بره یک جای دیگه . در صورتی که قصد خداوند این بوده که ادم سر جاش وایسه ... مثل درخت یا بته ذرت . چون اگه قصد خداوند این بود که ادم حرکت کنه از اینجا بره یک جای دیگه چرا رو شکم درازش نمی کرد مثل مار ؟ عقل ادم میگه خدا این کار رو می کرد .

بخشی از کتاب " گور به گور " ویلیام فاکنر . ترجمه محشر دریابندری